BeyondDeath

مرگ، آغاز تاریکی خورشیدهاست...

BeyondDeath

مرگ، آغاز تاریکی خورشیدهاست...

Broken Glass

همین که خواستم به نیمه پر لیوان نگاه کنم...

افتاد و شکست!

Birthday

آنقدر زندگیم را نشئه بودم که تولدت را خواب ماندم!

Congratulation

و گاهی آنقدر نیستی که هیچ چیز وابسته به بودن مبارک نیست...

Fall

وقتی می روی که برنگردی

هیچ مهم نیست پلهای پشت سرت خراب شوند

یا حتی پلهای جلوی رویت

سقوط حتمی است...


Confusion

درست نمی دانم

از ترسِ مرگ، نمی زیَم

یا

از ترسِ زندگی، نمی میرم!